الشيخ رسول جعفريان
826
رسائل حجابيه (فارسى)
و ثانيا ابداء در جملهء اوليه مثل جملهء ثانويه ، هر دو به معنى اظهار است ؛ پس جملهء اوّليه به منزلهء اين است كه گفته شود : و لا يظهرن زينتهن الّا ما ظهر منها ؛ و شكى نيست كه اظهار در مستثنى منه ، فعل اختيارى است به خلاف ما ظهر كه بمعنى ظهور است يعنى ظاهر شدن و ظاهر شدن صورت و دو دست و قدمين اتفاقا كسى نگفته حرام است ، و آيه هم دلالت ندارد ؛ زيرا اين امر ، امرى غير ارادى و از تحت اختيار چون خارج است ، متعلق تكليف نشود مسلّما ؛ زيرا هر فعل غيراختيارى از طرف مكلّف حكيم عادل ، قبيح است مورد و متعلق تكليف قرار گيرد . تعالى الله عن ذلك علوّا كبيرا . و هرگاه بگويى آنچه از بدن ظاهر گردد و بدون قصد و اراده كه معفوّ عنه است مطلقا و لو بالنسبه به ساير بدن ، بنابراين چه اختصاصى است به وجه و كفّين ؟ جواب آنكه اوّلا فرقى است ظاهر و بيّن ميانهء وجه و كفين با ساير مواضع بدن ؛ زيرا دواعى براى كشف و ظهور بالنسبه به وجه و كفين به مراتب بيشتر است از ساير بدن ؛ چرا كه محل تكلّم و تنفس و رؤيت اشيا و خوردن و تحفّظ و دفع ضرر صورت است ؛ و همچنين است مورد اخذ و اعطاى در معاملات و غير معاملات ؛ و بنابراين ، منع از كشف وجه و كفين بهطور اطلاق موجب مىشود عسر و حرج منفيين را به خلاف ساير بدن ؛ يعنى ممكن است قائل شويم به منع از تكشّف ساير بدن براى زنان مطلقا و لو با نبودن اجنبى ، حفظا للحمى ؛ براى آنكه مبادا ظاهر شود در نظر بيگانگان بدون اختيار و قصد اتفاقا ؛ و منافى با عقاب هم نباشد . چون مقدمهء اين ظهور و كشف غير اختيارى كه كشف در حال نبودن اجنبى بود ، به اختيار واقع شد ( و الامتناع بالاختيار لا ينافى الاختيار ) و از اين جهت است كه مأمور شدند زنها به تقنع در آيهء شريفهء « وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ » ؛ و اين نيست مگر براى حذر نمودن از ظهور اتفاقى و غير ارادى ، به خلاف حجاب وجه و كفين ، چون موجب عسر و حرج بود ، اجازه داده شد در كشف با نبودن اجنبى ، و عفو شد از ظهور اتّفاقى . و ثانيا چنانچه حرمت نظر داير مدار ريبه و وقوع فتنه است وجودا و عدما ، و همچنين واضح است حسن و نيكويى زن كه موجب تعشّق و مستلزم فتنه و ريبه است ، داير مدار حسن صورت است وجودا و عدما ، اين قدرى كه شعراى عرب و عجم در اشعار عشقيّه خود تعريف و مدح از صورت نموده ، از ساير اعضاى زن تعريفى نكردهاند ، و آن قدرى كه صورت و جمال صاحبان حسن و جمال مقتولين و مفتونين داشته ، ساير اعضا و جوارح نداشته قطعا ؛ و مسلّم است كه هرگاه نظركننده صورت و جمال را ديد و عاشق شد ، خود را به محذور بدبختى زنا مىافكند ؛ و آنچه شارع حكيم نه پسنديده بود ، در جامعه روى لطف و حكمتش واقع مىشود ؛ اعم از آنكه اعضا و جوارح آن معشوقه خوب باشد يا بد ، مثل آن